تبليغاتX
مدیریتی اقتصادی رسانه ای - خیرات

سلام ؛

دوستي دارم که بسيار دوستش مي دارم.

دکتر محمود منطقي.

اين چند خط  به احترام اوست.

 

نميدانم چرا خيرات ما جلوه هاي مشخص و کليشه شده از قرنها قبل هستند و ظاهرا کسي قصد عوض کردن آنها را ندارد. مثلا دوست داريم گوسفندي قرباني کنيم و خيرات کنيم  و شايدم  يه عکس يادگاري بگيريم ، حالا با خدا نشده با خلق خدا.

و اگر کسي از سر ندانم کاري بگه "چرا گوسفند رو کشتيد؟ اونو ميفروختيد پولش رو خرج يه بيمار ميکرديد. "

اين شاخه که به قد 30 سانتي متر از ملاج انسان بيرون ميزنه.

ولي  چرا که نه؟ مگه چه اشکالي داره.

توي خيابون و بازار انواع و اقسام گدائي رو مي بينيد . البته خيلي روشنه که مشکلات اقتصادي خيلي ها رو به خاک سياه نداري نشونده اما پر واضح که اين آقا يا خانم گدا با صداي تنور(صداي زير در بحث سولفوژ و اين حرفها) و يا باسش روزها تمرين کرده تا موثر گدائي کنه .

چونه زدن بلده.

به هر حال خيرات کليشه اي ما گداهاي مخصوص به خودش رو پيدا کرده.

اما يه نکته

يه سئوال

ما کمک مي کنيم يا به انساني که بدبخت شده از سر ترحم چيزي ميديم؟

اگه کسي بد بخت نبود و کمک خواست کمکش مي کنيم يا حتما بايد بد بخت باشه و البته کم بخواد تا اون موقع ماهم مثل فرشته و ملائکه  کمکش کنيم.

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:51 توسط محمود مزینانی |