تبليغاتX
مدیریتی اقتصادی رسانه ای
خبرگزاري فارس بررسي مي‌كند:
نقش فيس بوك و توييتر در جنگ رواني سايبرنتيك عليه ايران

خبرگزاري فارس: شبكه‌هاي خبري مانند سي‌ان‌ان با اجراي سياست "اسب تروا "، مطالب جعلي خود را در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي از جمله توييتر منتشر و به ارتباط‌گيري با مخاطبان قبلي اقدام مي‌كنند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 16:31 توسط محمود مزینانی |

توصيه‌هاي يك اقتصاددان به وبلاگ نويسان

نویسنده: فیلیکس سالمون
مترجمان: مریم کاظمی، دومان بهرامی‌راد
من میزبانی یک سمینار وبلاگ‌نویسی مربوط به همایش سالانه انجمن روزنامه‌نگاران را بر عهده دارم. در این جا تعدادی از یادداشت‌هایی که برای افتتاحیه همایش تهیه کرده‌ام را می‌آورم.


چرا وبلاگ داشته باشیم؟
اساسا سه دلیل برای وبلاگ‌نویسی وجود دارد که دو تای آنها خوب و دیگری بد است.
این روزها بسیاری از شرکت‌ها از رسانه‌های بزرگی همچون رویترز گرفته تا شرکت‌های تازه وارد، در حال استخدام وبلاگ‌نویسان هستند. دستمزد آن هم می‌تواند خوب باشد و دیگر تفاوت عینی‌ای بین آنچه که یک وبلاگ‌نویس تمام وقت دریافت می‌کند و آنچه که به یک روزنامه‌نگار تمام وقت پرداخت می‌شود، وجود ندارد. کار می‌تواند دشوار باشد و وبلاگ می‌تواند زندگی شما را ببلعد، اما در عین حال، هنگامی که وبلاگی به شما داده می‌شود که مالک آن خودتان هستید، این می‌تواند به شما یک حس فوق‌العاده از آزادی بدهد. به عنوان مثال، من در سال گذشته از برلین راجع به رکود مالی در وبلاگ می‌نوشتم - اما مادامی که من مطالب خوبی در وبلاگ می‌نوشتم، کسی اهمیت نمی‌داد که در کجا مستقر هستم.
یک وبلاگ همچنین به طرزی موثر، یک راه خوب برای مورد توجه قرار گرفت�گ نظرات شما را منتشر می‌سازد، اما به درد افراد نازک نارنجی نمی‌خورد، چون مردم آشکارا نسبت به شما بسیار گستاخ خواهند شد. پس اگر این را نمی‌پسندید، وبلاگ‌نویسی نکنید و در بدترین شرایط، این کار می‌توان�%Aامیدوارند که روزنامه‌نگارانی نصیبشان شود که بتوانند وبلاگ هم بنویسند که بیشتر اوقات این‌گونه نیست.
هر وبلاگی در نوع خود یک خروجی برای رسانه‌ها نیز هست و شما می‌توانید تبلیغات گوگل را بر روی آن بگذارید یا سعی کنید که عضو بعضی از شبکه‌های تبلیغاتی شوید که تبلیغات شما را برایتان خواهد فروخت. اگر شما واقعا جاه‌طلب هستید، حتی می‌توانید خودتان برای فروش تبلیغاتتان تلاش کنید.
اما این به راستی پیشنهاد خوبی نیست. اکثریت قاطع وبلاگ‌های شخصی هرگز بیش از مبلغی در حد پول توجیبی، از تبلیغاتشان درآمد کسب نمی‌کنند و اگر شما وبلاگ‌نویسی را با این ایده که قادر خواهید بود مستقیما از وبلاگتان پول درآورید، آغاز کنید، شانس بسیارخوبی خواهید داشت.
چه کسی باید وبلاگ بنویسد؟
البته راحت‌ترین و کوتاه‌ترین پاسخ این است که: همه. اما وبلاگ‌نویسی کار آسانی نیست و هر کسی نمی‌تواند در آن خوب عمل کند. اگر نوشتن برای شما دشوار است، اگر احساس نمی‌کنید که لازم است عقایدتان را با غریبه‌ها در میان بگذارید، پس ممکن است که وبلاگ‌نویسی برای شما مناسب نباشد.
دلایل خوبی برای ننوشتن وبلاگ وجود دارد. این کار زمان زیادی می‌برد و هزینه‌های فرصت زیادی برای وبلاگ‌نویسی وجود دارد. اگر شما تعداد زیادی از وبلاگ‌ها و اخبار حاصل از آنها را می‌خوانید، این کار می‌تواند مقداری از وقت اضافی و حاشیه‌ای شما را پر کند، اما نه تمام آن را. وبلاگ نظرات شما را منتشر می‌سازد، اما به درد افراد نازک نارنجی نمی‌خورد، چون مردم آشکارا نسبت به شما بسیار گستاخ خواهند شد. پس اگر این را نمی‌پسندید، وبلاگ‌نویسی نکنید و در بدترین شرایط، این کار می‌تواند باعث اخراج شما شود- وبلاگ‌نویسان تمایل دارند که آنچه را می‌اندیشند به طور کاملا موثر بیان کنند، ولی مایل نیستند که افراد تشکیلات یا سازمانی باشند، از این رو آنها از امنیت شغلی زیادی برخوردار نیستند. (البته داشتن یک وبلاگ خوب می‌تواند باعث استخدام شما نیز بشود: در واقع دو روی سکه وجود دارد و اکنون بازار وبلاگ‌نویسان خوب کاملا داغ است.)
برای داشتن وبلاگ به کجا مراجعه کنیم؟
این آسان‌ترین قسمت کار است. فقط کافی است در Blogger یا Wordpress یا Typepad یا Tumblr یا Posterous یا هر یک از دیگرارائه دهندگان مجانی خدمات وبلاگ‌نویسی ثبت‌نام کنید و سپس فورا شروع به کار کنید. اگر مورد نیاز باشد شما می‌توانید خودتان یک وبلاگ را در Salon.com یا جاهای دیگر راه‌اندازی کنید. اگر شما پیش از این در یک وبلاگ گروهی به طور منظم نظر می‌داده‌اید، ممکن است آنها شما را به عنوان یک مشارکت‌کننده بپذیرند.
در فضاهای اقتصادی و مالی، راحت‌تر است که در کنار وبلاگ شخصی‌تان حتی به عنوان وبلاگ شخصی‌تان در Seeking Alpha ثبت‌نام کنید. در واقع پیدا کردن جایی برای پست مطالب، ساده‌ترین قسمت کار است. حقیقت آن است که مضامین وبلاگ شما، تعیین می‌کنند که آیا افراد برای خواندن آن می‌آیند یا نه، نه جایی که در آن می‌نویسید.
چه موقع شروع به وبلاگ‌نویسی کنیم؟
مانند همیشه باید بین کمیت و کيفیت سبک سنگین کنید. آیا باید مطالب بیشتر، با کیفیتی کمتر بنویسید یا مطالبی کمتر با کیفیت بیشتر؟ خوشبختانه فضای وبلاگ‌ها آنقدر گسترده هست که یک پاسخ تجربی ساده برای این سوال داشته باشیم. پاسخ موردنظر، ارجحیت کمیت بر کیفیت است. ممکن است که شما این را دوست نداشته باشید – من که مطمئنا اینطورم- پس اگر فکر می‌کنید که �%9�را، حتی اگر به صورت مجانی بر روی اینترنت موجود بود، منتشر کنند؟
در حقیقت این روش کاملا غلطی بود. کاری که من باید انجام می‌دادم نفوذ و تبلیغ قدرت رقابتی‌ام بود. انتشار به میزانی که می‌توانستم، در هر زما%Dواقعا خوب هستند معرفی کنم که همگی ناپدید شدند و کسی توجهی نکرد، همچنین وبلاگ‌هایی که من گمان می‌کردم اتفاقات را بسیار سریع و غیر‌جدی می‌نویسند، اما مورد پذیرش و توجه فوق‌العاده‌ای قرار گرفتند. اکثر اوقات نوشتن وبلاگ قرعه‌ای است که بر پایه پست‌های وبلاگ شخص بنا می‌شود و اگر شما مایلید که در این قرعه کشی برنده شوید، بهترین شانس برنده شدن آن است که تعداد بلیت‌‌های خریداری شده برای این بخت آزمایی را حداکثر کنید.من خود به شخصه خیلی از این موضوع خوشحال نیستم، اما به هر حال این یک حقیقت است و اگر چه ممکن است که من در خبرخوانم (RSS reader) به وبلاگ‌هایی متمایل باشم که تنها یک یا دو پست خوانده نشده دارند، اما بر پایه مشاهدات و تجربیاتم می‌دانم که موفقیت در دنیای مجازی مستقیما با فراوانی بروندادها در ارتباط است و همچنین در مورد تاریخ روزها هم نگران نباشید، مردم وبلاگ‌ها را در احمقانه‌ترین زمان‌ها می‌خوانند، بنابراین به محضی که چیزی نوشتید، آن را پست کنید.
چه چیز در وبلاگ بنویسیم؟
روزنامه‌نگاران می‌توانند نسبت به مطالبی که می‌نویسند بسیار حساس باشند. هنگامی که من اولین وبلاگم را در سال 2000 راه‌اندازی کردم، مراقب بودم که هیچ مطلب مالی ای در آن نگذارم: وبلاگ شامل مطالبی بود که من به صورت مجانی می‌نوشتم، در حالی که روزنامه‌نگاری چیزی بود که من بابت آن دستمزد می‌گرفتم. چرا می‌بایست روزنامه‌ها و مجلات، کارهای مرا، حتی اگر به صورت مجانی بر روی اینترنت موجود بود، منتشر کنند؟
در حقیقت این روش کاملا غلطی بود. کاری که من باید انجام می‌دادم نفوذ و تبلیغ قدرت رقابتی‌ام بود. انتشار به میزانی که می‌توانستم، در هر زمانی که می‌توانستم و در مورد مطالبی که در موردشان بیشترین اطلاعات را داشتم و البته وبلاگ‌نویسی شیوه‌ای عالی برای یادگیری در مورد اکثر موضوعات نیز هست.
وبلاگ‌نویسی اقتصادی شما را تبدیل به یک روزنامه‌نگار اقتصادی بهتر می‌کند، وبلاگ‌نویسی راجع به تغییرات آب و هوایی شما را تبدیل به یک روزنامه‌نگار علمی بهتر می‌کند و همین طور الی آخر.
چگونه در وبلاگ بنویسیم؟
به یاد داشته باشید که وبلاگ‌ها یک مکالمه هستند. آنها یک خطابه یا یک مقاله خبری نیستند. آنها به یک بحث کافی‌شاپی یا حتی یک سمینار فارغ‌التحصیلی به مراتب شبیه ترند. آنها می‌توانند سرگرم‌کننده، جدی یا عصبانی باشند. آنها می‌توانند به اندازه تنها دو کلمه یا بیست هزار کلمه باشند.
نیازی که در ارتباط با هر فرد خوش‌مشرب و آراسته‌ای مطرح است، این است که وی شنونده خوبی نیز باشد. همین مطلب در مورد وبلاگ‌نویسی نیز مصداق دارد. در واقع در مقیاس بسیار بزرگ، وبلاگ‌نویسی نوشتن نیست، بلکه خواندن است. من صدها وبلاگ در خبرخوانم دارم، من از گوگل الرتز (Google Alerts) و دیگر ابزارهایی که به من اجازه می‌دهد تا بدانم مردم در مورد من چه می‌گویند، استفاده می‌کنم و وقت زیادی را صرف خواندن کامنت‌هایم می‌کنم. البته وبلاگ‌های زیادی را هم حریصانه مطالعه می‌کنم. وبلاگ‌نویسی، البته به شیوه‌ای که من آن را انجام می‌دهم، تا حد زیادی ترکیب نمودن اطلاعات است.
مایلم بگویم که تفاوت اصلی میان وبلاگ‌نویسان و روزنامه‌نگاران حرفه‌ای آن است که هنگامی که روزنامه‌نگاران تمایل دارند که به یک مقاله خبری، به عنوان پایان یک جریان روزنامه‌نگاری، بیاندیشند، وبلاگ‌نویسان تازه در پی آنن؅ی‌توانید آن اشتباه را در نظر عموم اصلاح کنید. شما در مورد آنچه گفته بودید و آنچه باید می‌گفتید شفاف هستید و احترام زیادی برای این امر قائلید. در روزنامه‌نگاری، هر آنچه که شما بنویسید فورا جزئی از حافظه ػ1زند. اخیرا مقاله‌ای در مورد وبلاگ‌نویسی در FT منتشر شد که تفاوت‌ها را به طور مختصر بیان کرده بود. در سطر اول در مورد بعضی کلیات ستون اخیر در روزنامه دیگری صحبت شده بود که طبعا لینکی وجود نداشت. اما با وجود یک وبلاگ، شما مجبورید به افرادی که در حال پاسخ‌دهی به آنها هستید لینک بدهید، به افرادی که برایشان در حال نطق هستید و به منابعی که از آنها نقل قول می‌کنید. یک روزنامه‌نگار عاشق آن است که یک مصاحبه منحصر به فرد ترتیب دهد؛ یک وبلاگ‌نویس راجع به چنین مسائلی دل خوشی ندارد، چرا که شما نمی‌توانید به آنها لینک بدهید. زمانی که افراد روابط عمومی مصاحبه‌هایی را به من پیشنهاد می‌دهند، همیشه نخستین واکنش من این است که به سادگی بگویم که متقاضیان مصاحبه باید افکار و عقایدشان را در وبلاگ بنویسند،. سپس من می‌توانم به آنها لینک بدهم. این برای هر دو ما بهتر است.
جزء دیگری از تواضع آن است که در وبلاگ خودتان و وبلاگ افراد دیگر کامنت بگذارید.
در ادامه باید گفت که یک مورد حقیقتا دشوار برای روزنامه‌نگاران وجود دارد: اشتباه کردن.
توجه داشته باشید که اگر هیچ گاه اشتباه نکنید، هیچ گاه جذاب نخواهید بود. روزنامه‌نگارانی که وبلاگ‌نویس شده اند، نسبت به یک اشتباه بیش از اندازه وسواس به خرج می‌دهند که باعث خشکی بیش از حد مطالبشان می‌گردد. اگر شما اشتباه کنید، کامنت‌گذاران شما و دیگر وبلاگ‌نویسان به سرعت به شما اطلاع می‌دهند و شما می‌توانید آن اشتباه را در نظر عموم اصلاح کنید. شما در مورد آنچه گفته بودید و آنچه باید می‌گفتید شفاف هستید و احترام زیادی برای این امر قائلید. در روزنامه‌نگاری، هر آنچه که شما بنویسید فورا جزئی از حافظه عمومی می‌گردد و به محض چاپ شدن دیگر برگرداندن و تغییرآن بسیار دشواراست.
من در اینجا باید یکی دیگر از اندرزهایم را بیان کنم: هدف از کیفیت در یک وبلاگ، پست‌های وبلاگ نیست، بلکه خود وبلاگ است. گهگاه سازمان رسانه‌های گروهی فتوا می‌دهد که نیاز دارد تا با دنیای آنلاین پیش رفته و به وبلاگ‌نویسان واجد شرایط جایزه اهدا کند. در برخی مسابقه‌ها، یک فرم ارزشیابی وجود دارد که از شما می‌خواهد تا بهترین پست‌های وبلاگتان را ارائه دهید، سپس آن پست‌ها توسط قضات خوانده می‌شوند تا بهترین وبلاگ تعیین گردد.البته این مضحک است. وبلاگ‌نویسان فوق‌العاده‌ای وجود دارند که کمی بیش از لینک دادن به سایر افراد عمل می‌کنند: پست وبلاگ هیچ کسی به هیچ وجه آنقدر ارزش ندارد، اما عمل جمع‌آوری و ویرایش، فوق‌العاده ارزشمند است.
بهترین وبلاگ‌ها آنهایی هستند که امکان بهترین دیالوگ‌ها را ایجاد می‌کنند و این بدان معناست که برای قضاوت در مورد یک وبلاگ، نباید تنها خود آن وبلاگ را خواند. بلکه همچنین لازم است که کامنت‌های آن وبلاگ و پست‌های وبلاگ‌های دیگر افراد که به وبلاگ مورد بحث لینک داده‌اند نیز خوانده شود که البته من می‌پذیرم که این کار حقیقتا از طریق انسان امکان‌پذیر نیست، اما حداقل ارزش تلاش کردن را دارد.
چرا نباید این کار را انجام دهید؟
اولین چیزی که من اغلب در ابتدای شروع وبلاگ‌نویسی روزنامه‌نگاران مشاهده می‌کنم عبارت است از اینکه با حوصله اجزاي روزنامه‌نگاری را، شامل لیدها و پاراگراف‌های دوم و تعداد معدودی لینک، اگر داشته باشند، به زیبایی می‌نویسند. بروید و نگاهی کوتاه به وبلاگ‌های مورد علاقه‌تان بیاندازید و �س تا آنجا که می‌توانید این کار را برای آنها آسان کنید. اگر آنها از شما می‌خواهند که پست‌هایتان را برایشان ایمیل کنید، این کار را انجام دهید. اگر می‌خواهند که آن را روی خبرخوانشان بخوانند، مطمئن شوید که ۊFفتند نادیده بگیرید و خودتان باشید.
نگران فشار دكمه انتشار نباشید. هیچ گاه تمامی نوشته‌های شما خوب نخواهد بود؛ بلکه برخی از آنها بد خواهند بود و شما به خاطر آنها به چالش کشیده شده و احساس خوبی نخواهید داشت. اما در هر صورت آنها را منتشر کنید. اگر شما یک گفت‌وگو در یک کافی شاپ داشته باشید، ممکن است گاهی اوقات چیزهای احمقانه‌ای بگویید. فقط از جا برخیزید. خواهید فهمید که به طرز جالبی، بیشتر چیزهایی که گمان می‌کرده‌اید که بد از آب درمی‌آید، اگر دوباره به عقب نگاه کنید، خواهید دید که خوب بوده اند و برعکس.
پس از اینکه این کار را برای یک مدت انجام دادید، پوست کلفت می‌شوید، اما احتمالا در ابتدای کار برخی نظردهنده‌های وبلاگ شما یا وبلاگ‌هایی که به شما لینک داده‌اند، شما را عصبانی خواهند کرد. سعی کنید که آرام باشید. یا ممکن است که به خاطر غیبت نظردهنده‌ها یا کسانی که به شما لینک بدهند، عصبانی شوید و از خود بپرسید آیا وقتتان را تلف می‌کنید؟ اما باز هم خونسرد باشید و از آزار خود به خاطر آمار مخاطبانتان بپرهیزید. آنها معیار بسیار خوبی برای سنجش میزان گسترش مطالب شما نیستند.
انتظار نداشته باشید که یک شبه موفق شوید. زمان می‌برد تا پیشرفت کنید- در بعضی وبلاگ‌ها بیش از یک سال- و اگر شما خودتان لذت می‌برید مشکلی وجود ندارد.
دچار خودسانسوری نشوید. شما این کار را انجام می‌دهید، چون می‌خواهید که مردم کارهای شما را بخوانند. پس تا آنجا که می‌توانید این کار را برای آنها آسان کنید. اگر آنها از شما می‌خواهند که پست‌هایتان را برایشان ایمیل کنید، این کار را انجام دهید. اگر می‌خواهند که آن را روی خبرخوانشان بخوانند، مطمئن شوید که یک فید RSS کامل را منتشر کرده‌اید و اگر شخصی با کپی کردن مطالبتان چاپلوسی کرد، خوشحال باشید نه ناراحت. شما این کارها را به خاطر آمارگر وبلاگتان انجام نمی‌دهید، بلکه این کارها را انجام می‌دهید تا خوانده شوید.
در نهایت مهم‌ترین مساله آن است که اوقات خوبی داشته باشید. اگر از نوشتن وبلاگ لذت نمی‌برید، کسی نیز از خواندن آن لذت نخواهد برد.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد مورخ ۱۸/۵/۱۳۸۸

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 9:47 توسط محمود مزینانی |

بعد انتخابات دوستان آمریکائی و انگلیسی دوستانی رو با چهره های آزادی خواه و چه و چه در میان ما رها کرده اند که بی شبهاهت به رسم و رسوم و حال و هوای خیابان های چند روز گذشته اسپانیا نیست. گاهی بعضی ها وارد معرکه میشوند ولی یادتان باشد بازی آن و هیجان آن تا کجاست!

دولت هم بهتره که این گاو بازی اسرائیلی رو با انصاف و پاسخ گوئی جمع کنه.یه مورد دیگه هم این که ای میلهای مزخرف و تحریک های احمقانه هیچ ربطی به با شخصیتی مثل موسوی یا احمدی نژاد نداره.

A Miura fighting bull that became separated from the pack gores a runner during the sixth bull run of the San Fermin festival in Pamplona

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 9:29 توسط محمود مزینانی |

سایت صهیونیسم اسرائیل سایت جالبیه برای مطالعه. من با کمک دیکشنری روی سیستم و همچنین کمی اطلاعات زبان خودم  این سایت ها رو مطالعه می کنم. بیشتر اوقات کمک هم میگیرم. این رو گفتم که فکر نکنید زبان می دونم یا مترجمم . نه! ولی کار خودم رو راه میندازم.

به هر حال مطالعه این سایت خالی از لطف نیست. در بخش تعریف صهیونیسم این واژه توسط دو گروه تعریف شده است٬ صهیونیست ها و غیر صهیونیست ها. که بخش جالبی است.

فرصتی دست داد مطالعه کنید.

Zionism-Israel

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 7:48 توسط محمود مزینانی |

داشتم این مطلب رو از سایت فاینشنال تایمز میخوندم و یک نکته به نظرم رسید. موضوع راجع به زنان و زندگی دختران ایرانی بود.

چرا روزنامه نگاران و مستند نویسان ما راجع به آنها نمی نویسند. اول تعصبی فکر کردم .بعد دیدم این یک فضای خالیه که اگر هم گاهی چیزی از کسی منتشر میشه و نوشته میشه٬ در هیاهوی مسائل سیاسی رنگ تبلیغ میگیره !

به هر حال حکایت نارسائی شناخت ما از اونها باید جدی گرفته بشه!

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 15:10 توسط محمود مزینانی |

Uncle Sam wants to find our vote

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 13:9 توسط محمود مزینانی |

آیا تا بحال به ادبیات آقای قشقاوی سخنگوی دستگاه روابط خارجی ایران توجه کرده اید؟ ایشان به شکل عجیبی تمایل به معدل گیری و محاسبه برآیند دارند. یعنی همون جمع و تفریق بچه مدرسه ای ها. مثلا اگر دو زائر ایرانی کشته شوند و اماراتی ها به مسافران ما توهین کنند و صد تا چیز وقیح دیگر این موضوع زمانی شایسته واکنش است که بیشتر از تعداد مشخصی باشد که استاندارد آن نزد وزارت عظمای خارجه است و ما خبر نداریم ولی ظاهرا ظرفیت این استاندارد خیلی زیاد است.زیرا ما شاهد هر اقدامی از سوی اعراب و غیر اعراب هستیم و همیشه یه جور دیپلماسی کوتاه بیا مشکلی نیست چاره نداریم بر سیست ما حاکم است.

به نظر من دیپلماسی فعال و  حضور بیشتر در صحنه کشورهای عربی و همچنین داشتن پاشنه آشیل کشورهای غربی برای حیات  این روزهای کشور ما واجب است. یعنی خارج شدن از حالت انفعال و "پرهیز از تعارضی" که یک دور بی پایان و خسته کننده از فعالیت های دیپلماتیک است. بخاطر بیاورید تنش روابط ما با بحرین که زمانی متعلق به ایران بود و حالا باید برای دوستی و برادری به شکل فضاحت باری پیک و امیر بفرستیم. یا وضعیت افغانستان و گروهک ریگی. اگر در فرای مرزها فعالیت کنیم نامی از ریگی باقی نخواهد ماند و نیاز به فشار به فشار به ایرانیان اهل تسنن هم نیست.

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 11:2 توسط محمود مزینانی |

امروز با یکی از دوستان راجع به فضای مجازی اینتر نت و پیش آمدهای انتخابات صحبت می کردیم. چون ایشان اهل شیراز هستند از حسنیه ای در شیراز صحبت کردند که در آن کلاسی تحت عنوان " لشکر رسانه ای" تشکیل شد. البته گفتند از ادامه فعالیت آن با خبر نیستند اما دلم می خواهد اطلاعاتی راجع به آن بدست آورم.

برای من این حوادث مثل چند روز جنگ بود که در حال فرو کش کردن است و اگر بی نتیجه از آن بگذریم بی نهایت مغموم بوده ایم.

از خبر سازی علیه خودمان تا خبر سازی برای دشمنانمان و دیگران.

 

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 14:57 توسط محمود مزینانی |

سلام

میخواهم در مورد انتخابات بنویسم. از رفتار خودمان در تهران و رفتار دیگران در بیرون مرزها.از شرایطی که غافلانه ایجاد کردیم و دیگرانی که نگاهمان کردند و بر اشکهایمان خندیدند.

از تاثر اینتر نت و ماهواره و فیس بوک و ووو

بوی کبابی که به مشام خیلی ها رسید.از ای میل های ویروسی و لجام گسیخته که عده ای می فرستادند تا شایعات و خود سری های عده ای دیگر.

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 14:34 توسط محمود مزینانی |

خودت احترام خودت رو داشته باش تا ديگران احترامتو داشته باشن.

صبح داشتم با مترو مي رفتم سر کار . خانمي رو ديدم که توي قطار جايي براي نشستن نبود و کف قطار نشسته بود

 روي صندلي ها هم جوانان غيور نشسته بودند و در حال استراحت صبگاهي بودند.

خسته نباشيد.

اين نکته  به نظر من رسيدکه؛

من اين صحنه ها رو زياد مي بينم حتي در مورد بچه ها و افراد مسن. در مورد خانم هاي جوان بيشتر و بيشتر.

من ميگم اگر يه خانم احترام خواه باشه چرا جامعه بايد بي احترامي کنه.

بايد احترام رو بخايم.

کاري نکنيم که ديگران بي احترامي و رعايت نکردن خيلي چيزهارو عادي ببينند.

از يه خانمي که داشت سگش رو توي فضاي سبز يکي از ميدوناي اطراف محل خونمون دور ميداد پرسيدم: داره چکار ميکنه؟

جواب داد : جيش ميکنه!

اين روزها خيلي از مکالمات ما بي پرده شده . مثلا فروشنده مغازه در مورد چاقي و لاغري خانم صحبت ميکنه. من ديدم و شنيدم.البته بعضي از مسائل شخصيه اما فرهنگهاي شخصي سيلي ميشن بنيان کن که اعتبار و ارزش و شعني براي کسي نميگذاره.

ممکنه يه روز زني از خانواده ما با اين فرهنگ نو ظهور برخورد کنه . اون موقع چه احساسي داريد.

روزهايي شده توي اتوبوس در جمع پسرهائي که از مدرسه بر ميگردند جديد ترين و آپديت ترين فحشها رو شنيدم.

بلند بلند نثار معلم و دوستان هم شانشون مي کنند و ترسي از هيچ چيز ندارند.

البته توي خيابون و کوچه هم با اين حضرات برخورد کرده ايد.

البته !

تذکر بديم.

نترسيم

اگر تذکر نديم روزي مياد که هر شخصي خودش رو مجاز ميدونه هر چيزي بگه و هر کاري کنه.

اگه تذکر نديم اشتباه ها بيشتر ميشن و موثر تر.

يا علي

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 21:55 توسط محمود مزینانی |

مطالب قدیمی‌تر