تبليغاتX
مدیریتی اقتصادی رسانه ای
یه روز داشتم با دوستم آقای مهدی امینی از دوستان کوه صحبت می کردم که بحث به موضوعاتی پیرامون شخصیت امیر مومنان کشیده شد. ایشان تعریف می کرد که در حال مطالعه کتابی از یک نویسنده آلمانی است که ترجمه آن توسط ذبیح اله منصوری صورت گرفته است . الغرض: سئوالات ایشان و یکی دوتا هم سئوال از من .

۱ - حضرت چگونه دخل و خرج و حسابداری امور مملکت را انجام می داد؟

۲ - حضرت چگونه حکام خود را منصوب می فرمود؟

۳- کلاس درس حضرت چگونه اداره می شد؟

۴ - رابطه مولا با دانشمندان مسلمان و یونانی چگونه بود؟

و سئوالتی دیگر که نمیدانم آیا حافظه تاریخ برای پاسخ گوئی بدانها یاری می کند یا نه!

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 14:32 توسط محمود مزینانی |

چند ماه پيش دنبال مطلبي بودم که مطلبي رو از کتاب مديريت عمومي دکتر سيد مهدي الواني صص 385-396 پيدا کردم.

دگر انديشي من در اين زمينه ها موجب شد اين قسمت رو ديشب تايپ کنم و در وبلاگ بگزارم. از نظر من جالب بود.

 

تکلمه

منطق عقلي جديد و نظريه هاي سازماني

 

در فصول پيشين{کتاب مديريت عمومي}انواع نظريه هاي سازمان و مديريت مورد بررسي و مداقه قرار گرفتند. کم و کيف آنها شرح داده شد. اما شايد براي خواننده باريک بين اين سئوال پيش آمده باشد که اين نظريه ها بر پايه چه نوع ارزشها و چه نحوه تعقلي شکل گرفته و سازمان يافته اند. از اين رو ، در بخش انجامين کتاب براي پاسخ به اين سئوال و به عنوان تکلمه منطق عقلي جديد را نقد مي کنيم و آثار آن را بر نظريه هاي سازمان و مديريت را بررسي مي نمائيم.

با نگاهي کاوشگر به نظريه هاي سازماني در مي يابيم که نظريه ها بر منطقي استوار شده اند که سود بخشي ، عملي و مفيد بودن از ارکان اساسي آنها به شمار مي رود و شاخص اعتبارشان نحسوب مي شود. بدين ترتيب، نظريه هاي سازماني با تکيه بر تعقل ابزاري ، که اين از خصوصيات بارز علوم اجتماعي در باختر زمين است ، توصيفي محدود و نارسا از پديده ها به دست مي دهند و تنها هدف کاربردي بودن و مفيد واقع شدن را دنبال مي کنند. نکته جالب اين که اين نارسائي و نقص و اين نگرش يک بعدي تا کنون موجد بسياري از موفقيت هاي علمي و کاربردي نظريه هالي سازماني است. علي رغم اين توفيقات ظاهري ، ديد ژرفانگر بخوبي تشخيص مي دهند که نظريه هاي مذکور ناقص نارسا هستند و به همين، جهت، آثار بر زندگي اجتماعي بشر و سازمانهاي اجتماعي بر جاي گذارده اند. البته اين نخستين بار نيست که نظريه هاي علمي موفق مورد انتقاد قرار مي گيرند وبه داشتن نقص و کاستي متهم  مي شوند. در نيم قن اخير لرد کينز در يافت توسعه و پيشرفت اقتصاد برخاسته از حرص، از ، ميل به ربا خواري و مال اندوزي است و اينها همه مسائلي بودند که او نادرست و ناشايست مي شمرد. در عين حال ، او اذعان داشت که اين عوامل تنها عوامل هدايت کننده در تنگناهاي اقتصادي و نيز راهگشاي پيشرفت است، در چني شرايطي ، انسان بايد بخ خود بقبولاند که انصاف ، نيکي و عدالت عين زشتي است ، و حرص و آز و بدي عين خوبي است، چرا که آن براي ما مفيد است و اين خوبي براي ما فايده و ثمري ندارد.

امروزه در مقوله نظريه هاي سازماني نيز همان نظريه کينز جاري است و گروهي بر اين اعتقادند که بايد خرده جويي از نظريه هاي سازماني را موقوف کرد، زيرا اگر چه تئوريهاي مذکور ضعف ها دارند ، در حال حاضر موثر و ثمر بخش اند و بهمين علت خوب اند و بايد ضعف ها و نقص هايشان را ناديده گرفت و عين درستي دانست. به عبارت ديگر، بايد وانمود کرد ضعف و نقصي که بازده عملي دارد ، ضعف و نقص نيست و دقت نظري که فايده عملي ندارد عين زشتي و نقص است.

اما سر انجام زماني فرا خواهد رسيد که طليعه آن در عصر حاضر مشاهده کنيم ؛ انسان ضرورت اقرا به کاستي نظريه هاي سازماني را احساس خواهد کرد و در پي يافتن راه چاره اي به تکاپو خواهد افتاد. بالاخره متوجه خواهيم شد که با کاربرد نظريه هاي متداول سازماني تمام نيرو و توان رواني و جسماني فرد در سازمان ، مصروف مواجهه با تنش هاي ناشي از اين خود فريبي شده است و اين فشار رواني آنچنان او را تحليل مي برد که از توفيق واقعي بازش مي دارد و از جامعه انساني و ارزشهاي آن دورش مي سازد. در اين حالت ، با شناختي که از نظريه هاي سازماني حاصل مي شود مقبوليت گذشته آنها از دست مي رود و استحکام و قدرت آنها کاستي مي پذيرد. و بدين ترتيب ، تدريجا سستي و خامي آنها موجب مي گردد که توان عملي و کاربردي آنها نيز از ميان رود يا بسيار کاهش يابد.

به طور خلاصه ، اتکاي نظريه هاي سازماني بر تعقل ابزاري که ويژگيهاي نظام توليد و بازار در کشورهاي پيشرفته صنعتي است، موجبات شکسته آنها را در بلند مدت فراهم خواهد ساخت و بر صاحبنظران اين رشته فرض است که تعقل جوهري يا ارزشي را اساس نظريه هاي سازماني قرار دهند و بکوشند تا بر اين پايه نظريه هاي مستحکمي را ارائه دهند.

 

 

البته اين دکلمه تا صفحه 408 ادامه داره و من شمارو به خواندن آن دعوت مي کنم گواينکه منظور من تا همين جا بيشترم نبود.

من هميشه به اين نظريه ها با شک و ترديد نگاه مي کردم. شايد براي من سرمايه گذاري در يک کاباره سود آور باشد اما آيا کاباره محل لگد مال کردن سرمايه ها نيست. به نظر من خيلي از منافع حاصل از سرمايه گذاري ها جرياني يک طرفه اند.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 7:45 توسط محمود مزینانی |

آيا با قانون 80- 20 آشنا هستيد؟

در سال 1906 يک اقتصاددان ايتاليايي به نام
ويلفردو پارتودر حين تحقيق راجع به توزيع ثروت در ايتاليا متوجه  شد که 80 درصد ثروت کشورش در دست 20 درصد افراد مي باشد.

او 20 درصد با نفوذ و ثروتمند را

 ” اقليت مهم“ 

و بقيه 80 درصد جمعيت جامعه را

  ” اکثريت کم اهميت “ 

ناميد.

بسياري از محققين اين پديده را در امور تخصصي

خود مورد بررسي قرار دادند وبه نتايج مشابه جالبي رسيدند.

پيشتاز مديريت كيفيت، دكتر ژوزف جوران كه در سال 1940 در آمريكا زندگي مي كرد، يك اصل جهانشمول را شناسايي كرد و آنرا به پارتو نسبت داد. او اين اصل را، اصل پارتو يا قانون 20/80 ناميد.

قانون مذکور يکي از مفيد ترين مفاهيم موجود در زمينه مديريت و زندگي است.

به مثالهاي زير توجه کنيد:

80 درصد سود شما مربوط به 20 درصد از محصولات يا خدمات شماست.

80 درصد بيماران دچار 20 درصد بيماريها مي شوند.

80 درصد انبار شما از 20 درصد لوازم شما پر شده است.

80 درصد تصادفات مربوط به 20 درصد جرايم رانندگی است.

80 درصد شاخص  سهام مربوط به 20 درصد شرکتهاست.

80 درصد مشكلات پرسنلي سازمان شما مربوط به 20 درصد كاركنان است.

80 درصد موفقيت شما مربوط به 20 درصد فعاليت شماست.

بدين منظور قبل از شروع هر کاري از خود بپرسيد:

آيا اين کار در زمره  بيست درصد مهم  است يا هشتاد درصد کم اهميت؟

تنها هوشمندانه كار کردن کافي نيست، بلكه هوشمندانه بر روي چيزهاي درست و مهم تمرکزكنیم.

 ارسالی از

http://hak.blogfa.com/

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 16:22 توسط محمود مزینانی |

این روزها حال نوشتن نیست اما حال دزدی هست.

مقاله زیر رو مطالعه بفرمائید.

1- برای شروع راه موفقیت  ، داشتن یک ایده خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.

2- مشغولیت ذهنی تاجران موفق ، ارائه خدمات بهتر به مشتری است.

3-مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.

4- توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات ، خود تعیین کننده موفقیت  شما در بازار است.

5- پیشرفت در تجارت نتیجه یافتنِ راه های سریع تر، ارزان تر، بهتر و آسان تر برای انجام یک کار است.

6- کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست  شما می شوند مشخص کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.

7- برای موفقیت در تجارت، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار  با بهترین روش به کار گیرید.

8- یکی از دلایل اصلی شکست در تجارت ، غیر تخصصی کار کردن است.

9- موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند.

10- تعیین و متمرکز کردن تلاشهایتان روی این گروه خاص و  اصلی رمز سوددهی است.

11- اولین کار در مدیریت،  تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید.

12- هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .

13- هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود.

14- هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید ، احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود.

15- روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد.

منبع:http://www.tebyan.net/Index.aspx?pid=10197

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 20:14 توسط محمود مزینانی |

كشف فرصت ها رمز اصلي موفقيت مديران و سازمانها است زيرا با بهره گيري از فرصت ها نتايج سودمندي حاصل مي‌شود در حالي كه با حل مسئله فقط وضعيت به حال عادي بر مي‌گردد.         ( دراكر، پيتر)

 

                       

 

   ا                                       رسالی توسط آقای منطقی

عکس: http://vnbahoosh.blogfa.com/                  

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:38 توسط محمود مزینانی |

از  نخستين سالهاي اسلام برايم جنگ بدر يكي از شريانهاي تاريخ  است.

دشتي كه در آن 313 نفر براي بر پا كردن تاريخي جديد ايستاده بودند

منسجم

نگاهاشان رها در بوغ و كرناي سپاه شيطان

كفار را نمي ديدند.

وراي اين نبرد را شناخته بودند و فراسوي چهره هاي انسانهاي مقابل را.

هدف مشخص بود.

براي دست يابي به آن مجموعه اي از خواستنها و روشنفكري ها را گرد آورده بودند.

توكل و نيايش و خواستنشان در وجودشان به بالاترين مرتبه گرد آمده بود.

مي دانستند بعد از گذر از چند ريزه شن داغ دشتي خرم تا ابديت براي خود و هر كه بخواهد فراهم خواهند كرد .

جمع تمام خوبان ...

جشن تمام خوبان...

پرواز تا آسمان....

در اين فكرم چه ارتباطي با حوضه مديريت و اين الگو مي توانم برقرار كنم

الگوئي براي خودم و تمام افرادي كه براي وطنشان مي خواهند بكوشند

بدريون

آنان كه كه كمخوابيدندو توكل را با جان و كار درآميختند

بدر سرچشمه حركتي براي تاريخ

الگوئي از يك سازمان آسماني

سرزميني متبرك به قدمها و نفسهاي اوليا

كاركناني هوشمند و آراسته

د ر ادامه مطلب مقداری از جنگ بدر اگر حوصله داشتید بخوانید

منبع آن هم ذکر شده!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:21 توسط محمود مزینانی |

این مطلب را از میان نامه های آشنای گرامی خانم عطاران انتخاب کردم.ایشان نویسنده وبلاگ قمار دیگر هستند.

تجربه اندک من گواه بر این است که این گفته ها اگر چه از سر تفنن نوشته شده اما گویای بخش اعظمی از واقعیات جاریست.بی شک تعامل اینروزهای ما بیشتر بر مدار خود خواهی ماست تا سازمان خواهی. اندیشه انسانها خنثی و بدون گرایش نیست اما عامه مردم ملاکشان برای تصمیم گیری فردیت شان است و این رویه را با اعتماد به نفس . مدیریت و خیلی از تعهدات بزک می کنند. و البته رد پای بازیهای کودکانه گفتاری هم در این جملات دیده می شود.بازیها و فریبهائی که همه ما از آنها استفاده می کنیم. اگر آنها را بخوانید هوشیار می شوید که فریب نخورید.>>>برای مدیران

لغت نامه جلسات کارشناسی!

۱. این بستگى دارد به... یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!

3. نحوه عمل سیستم بسیار جالب و دقیق است. یعنى: سیستم کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!

4. کاملا انجام شده یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه ریزى شده!

5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!

6. پروژه به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است. یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!

7. ما پیش بینی مى کنیم... یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

8. این موضوع مستند نشده... یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!

9. پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند. یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها است!

10. تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد. یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!

11. کل کوشش ما براى این است که مشترى راضى شود. یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!

12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است. یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!

13. روى چند انتخاب به طور هم زمان در حال کار هستیم. یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!

14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!

15. حالا ما آماده ایم صحبت هاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!

16. به علت اهمیت تئورى و عملى این موضوع... یعنى: به علت علاقه من به این موضوع!

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!

18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

19. ثابت شده که ... یعنى: من فکر می کنم که ...!

20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى: از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد. یعنى: از جزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:12 توسط محمود مزینانی |

مقدمه

در اين جملات سعي شده است به پديده بازار و بازار يابي با ديدي انقادي  نگريسته شود.

نگاهي  ديگر انديشانه.

 تحليلي شهودي از شرايط بازار و قضاوتي وارونه درمورد آن.

در دنياي خلاق گاها  سعي مي شود مسائل به طور کلي ديگر گونه مطرح شده و تحليل گردد تا از رهگذر آن به مجاري تازه اي جهت رشد دست يافت.

به هر حال دروازه هاي توسعه در انتظار ماست . اما توسعه در اسلام مقصد نيست ابزار است براي هدفي متعالي تر .

 

دنياي پر متغيير:

     متغيير هر آن چيزي است که قابل مقدار دهي است تا نتيجه آن بر شرايط جاري که خود يک متغيير است مورد مطالعه قرار گيرد و اساس يک تصميم و بينش جديد قرار گيرد.

در شرايط کنوني دنيا در تمام  امور از متغييرهاي متعدد محاط شده و محيط ذهن مدير با اين شرايط مشوش است.

" انجام مشاغل به گونه اي که در گذشته انجام مي شد ، به نظر نمي رسد که کافي باشد.9 "

موج بلند فناوري و توسعه از قامت انديشه و سرعت عمل مديران موسسات ايراني فراتر است.

از خانه تا خانه و حتي در خانه شهروندان و انسانها تحت پوشش امواج گوناگون تبليغات هستند.

فرصت تفکري وجود ندارد. يا تصميمي بگير يا بمير.

فشار روحي ناشي از پردازش اطلاعات دريافتي از منابع مختلف منتج به يک تصميم  دلخواه نمي شود . شما در نهايت از ميان انبوه پيشنهادها يکي را بر ميگزينيد. و هرگز دست به يک انتخا ب جديد و و خودي نمي زنيد.

" مردم با نگاه کردن به فراورده ها اغلب نمي توانند کيفيت آنرا بشناسند8" اين شرايط يعني تن دادن به تصميم توليد کننده ها. "ادعاي کيفيت بدون توضيح بيشتر ، چندان روشن نيست 7" اين به اين مفهوم است که مشتري اسا سا توان دريافت و تجميع و پردازش اطلاعات را ندارد و اطلاعات نيز ارائه نمي گردد.

مصائب بشر همين بس که بدنبال کيفيت است و اين دام تازه براي اوست.شما فقط چيزي از محصول و کيفيت آن ميبينيد که وادارتان کند بخريد.

دروغ و فريب و پر و پيمان نشان دادن يک محصول و حتي سياست جزئ رايج بازار يابي امروز است. گرفتن فرصت تصميم گيري از موذيانه ترين شيوه ها است.

خوش پوش و خوش قيافه بودن و داشتن ساختمانها بلند و بالا – هر چند سرد و بي روح – تحميق و فريب انسانهائي است .هرچند بعضي ها  بابت تحميق خود هم پول خرج مي کنند .

آبرومندي سازمانها در گرو اتو کشيده بودن آنهاست.

مديران ناتوان ايران نيز که هيچ دوره کارآموزي در بازار جهاني نديده اند و در انديشه ملي نيز راه نيافته اند ايمان يافته اند اقتصاد از دين و جوان مردي جداست. و سهامدار و سود خدايان عصر جديدند.

دولتها سرمايه داران را با دبدبه و کبکبه به سوي خويش مي کشانند و آنها را مجاب به سرمايه گذاري در حوزهها ي توريستي مي کنند. اما در اماکن آنچه مي گذرد خوشي و شادکامي عده اي و خسران و تباهي کثيري است.

 

مثل : کازينو ها که تجارت زنان را در قرن 21 رونق بخشيده است. اين بازار سرمايه است و اينان همان سرمايه گذارانند. که مودب و با کلاس به هر جاي دنيا سفر مي کنند و گاها نهادهاي خيريه راه مي اندازند.

به اين جمله کاتلر توجه کنيد:"بازار يابي هنر يافتن ، پرورش و سود بردن از فرصتهاست"6

اين همان آرمان شهر سرمايه است و فرصت يعني سرعت در نفوذ و حمله و تصرف.

زودتر و سريعتر . مانند تاختن و ويران کردن همه چيز.

آيا توجه کرده ايد که مقتضيات بازار يابي چگونه بر تمام مرزهاي فرهنگي و سياسي سايه انداخته و آزاد سازي اقتصاد تنها راه علاج کشورها براي هم پا شدن با دنياي جديد گرديده است.

دانشهاي زيادي براي بازار يابي و توان افزائي آن بکار گرفته مي شود. نگاهي به اين حيطه و حوزه هائي که مرتبط با آن نشو و نما يافته اند گيج کننده است. جهان در هيچ زمينه اي اينگونه بسيج نشده است.

موسيقي ، سينما ، گرافيک ، درودگري و هزاران حرفه و انبوهي از مواد و سرمايه.

ائتلافهائي بين گرگ و ميش شکل مي گيرد يک شبه دو رقيب خون آشام بر طبق اصول اقتصاد و عقل منفعت نگر ادغام ميشوند.

 

"ويژگي منحصر به فرد سيستم توليد انعطاف پذير موجب شده که مي توان بدان وسيله طرحهاي کامپيوتري و يکپارچه ، سيستم مهندسي و ساخت را در هم آميخته و محصولاتي را درحجم و قيمت رقابتي توليد کرد.(يعني همان چيزي که در گذشته مي بايستي به صورت انبوه توليد مي شد.) در واقع ، با استفاده از سيستم توليد انعطاف پذير قوانين صرفه جوييهاي اقتصادي لغو مي شود.با استفاده از اين روش مديريت نبايد هزاران واحد کالاي همانند توليد کند تا هزينه توليد يک واحد را کاهش دهد."(3)

اين همان بسيجي است که ذکر آن گذشت . براي رسيدن به اين نقطه حرکتي آغاز مي شود که هيچ چيز برابر آن نمي ايستد.

اين توان يعني قدرت عظيم مديريت و علوم بازار يابي.

 

(1)  ترجمه علي پارسائيان و سيد محمد اعرابي – نشر دفتر پژو هشهاي فرهنگي – چاپ سيزدهم 1385 تهران- چاپ اول 1376-تهران- ص 127

(2)  – احمدي، علي ،  مهدي فتح اله و ايرج تاج الدين – نگرشي جامع به مديريت استرات‍ژيکانتشارات توليد دانش – تهران 1382- چاپ دوم 1384- ص 4

(3)        رابينز ، استيفن- همان- ص 328

(4)        احمدي،علي – همان – ص 422

(5)        احمدي،علي – همان – ص 422

(6)  کاتلر، فيليپ – کاتلر در در مديريت بازار – ترجمه دکتر عبدالرضا رضائي نژاد – فصل سوم – ص 87

نشر فرا – چاپ اول 1379 – چاپ دوم 1383

(7)        کاتلر- همان – ص 30

(8)        کاتلر- همان – ص 30

(9)        کاپلان، رابرت  ، ديويد پي نورتون- سازمان استراتژي محور –ترجمه پرويز بختياري- انتشارات سازمان مديريت صنعتي – 1385-ص 322

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 22:27 توسط محمود مزینانی |

يه مطلب در مورد جهان سوم از دكتر حسابي قبلا در پستهاي گذشته داشتم كه جاش الان احساس مي شد پس اونو فرا خوندم

لطفا بخونيد:

روزي در آخر ساعت درس، يك دانشجوي نروژي دوره دكترا سوالي مطرح كرد:" استاد شما كه از جهان سوم مي آئيد ؛ جهان سوم كجاست؟"
به آن دانشجو گفتم :جهان سوم جائيست كه هركس بخواهد مملكتش را آباد كند خانه اش خراب مي شود و هركس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد!!
دكتر حسابي

 

توی این جهان داشتن ضریب ای کیو بالا یعنی پشتک  بارو زدن روی آب با یه دست شکسته و پای آتل بسته

آره اگر نتوني هماهنگ باشي يعني درجه همراهي و هماهنگیت با محيط درحد پايينه

خدارو شكر اگه همه چيزم بدبودو بد كردم اين يكي رو هم خوب نبودم و بازم بد كردم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 18:29 توسط محمود مزینانی |

وبلاگ کارکنان بانک صادرات ایران مربوط به آقای صمدی از کارکنان بانک صادرات استان مازندران است که امیدوار و جویای نام در سرزمین سبز شمال رخ آینده را در بانک صادرات می نگرد. ایشان مطلبی تحت عنوان رویای خوش رئیس شدن دارند که واقعا مطلبی دلنشین است.

اما داستانی هست که میگه :

یه روز یه مورچه عاشق یه فیل شد و به نصایح پدرش گوش نسپرد و سر انجام عروس فیل را به خانه برد از قضا عروس خانم افتاد و مرد و داماد در اندیشه این فرجام سخت و البته اینکه که حال در کدام گور و با کدام بیل گودالی بکند و عشق خود را دفن کند و این هم تاوان یه شب عاشقی . حالا یه عمر گور بکن.

                                                  

اما بعد از مسئولیت:

یه روز دو نفر کنار سفید رود ایستاده بودند که یه هو یکیشون متوجه یه خیک پنیر روی آب میشه خلاصه شیرجه و خیک پنیرو و از این حرفها .  دوستش متوجه میشه رفیقش بیرون که نمیاد هیچ داره آب میخوره و خفه میشه . میگش ول کن در بیا بد بخت داری خفه میشی ...

دوستش میگه من میخام در بیام خیک پنیر منو ول نمیکنه .

اون خیک پنیر نبوده بلکه خرس بوده.

اینم از عاقبت بعضی از پستها...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 16:27 توسط محمود مزینانی |

مطالب قدیمی‌تر